درختي كه بايد هوايش را داشته باشيم

به برترين مرجع خبري فيلم و سريال باليوود خوش آمديد.

درختي كه بايد هوايش را داشته باشيم

۱۴ بازديد

محمدرضا العلي ، ادبيات ايران را به درخت تشبيه مي كند ، مي گويد: “آنها نه تنها درخت كاشته شده را آبياري نمي كنند ، بلكه نمك را روي پاهايشان مي گذارند ، آن را با بدن تبر مي كنند. هر كسي كه بيايد ، مي خواهد درختي را قطع كند ، با آن چاي …

درختي كه بايد هوايش را داشته باشيم https://fun4all.ir/درختي-كه-بايد-هوايش-را-داشته-باشيم/ سرگرمي براي همه Tue, 09 Mar 2021 01:15:30 0000 فرهنگ و هنر https://fun4all.ir/درختي-كه-بايد-هوايش-را-داشته-باشيم/ محمدرضا العلي ، ادبيات ايران را به درخت تشبيه مي كند ، مي گويد: “آنها نه تنها درخت كاشته شده را آبياري نمي كنند ، بلكه نمك را روي پاهايشان مي گذارند ، آن را با بدن تبر مي كنند. هر كسي كه بيايد ، مي خواهد درختي را قطع كند ، با آن چاي …

محمدرضا العلي ، ادبيات ايران را به درخت تشبيه مي كند ، مي گويد: “آنها نه تنها درخت كاشته شده را آبياري نمي كنند ، بلكه نمك را روي پاهايشان مي گذارند ، آن را با بدن تبر مي كنند. هر كسي كه بيايد ، مي خواهد درختي را قطع كند ، با آن چاي درست كند.” شايد بتوانيم بگوييم كه بايد به اين درخت دسترسي بيشتري داشته باشد تا هواي بيشتري داشته باشد.

اين نثر نويس در مصاحبه با سرگرمي براي همه در مورد چرايي رمان هاي ايراني گفت ، و برخي مي گويند اين رمان يك محصول وارداتي است ، نمونه خارجي آن بهتر است. از آنجا كه اين رمان وارد شده است ، ممكن است از برخي جهات درست باشد و برخي از آنها درست نيست. اين رمان در غرب شكل گرفت ، و آنها زودتر از ما به آن دست يافتند ، دليل دستيابي به آن زودتر از ما اين است كه آنها زودتر به رمانتيسم رسيدند ، زودتر از ما به رنسانس رسيدند ، تشكيل يك طبقه متوسط ​​شهري زودتر از ما ، كه ما شكل نگرفت و هنوز به معناي دقيق كلمه شكل نگرفته است ؛ اگر شكل بگيرد بسيار نازك است ، هر لحظه فرو مي ريزد.

او اضافه كرد. “رمان وارد كشور ما شده است ، ما از آن مانند ساير موارد استفاده مي كنيم ، اين اصلاً چيز بدي نيست. همانطور كه تئاتر نداشتيم ، درست است كه تئاتر داشتيم ، اما تئاتر نداشتيم ، حتي اگر عكس يا فيلم با اين مضمون مشترك نداشته باشيم ، دليلي براي نداشتن آن وجود ندارد. از آنها استفاده كنيد

سپس ذوالعلي گفت كه چرا بايد از رمان ايراني استفاده شود. “در رمان ، من خيلي مطمئن نيستم كه بتوان رمان ايراني و خارجي را تشخيص داد.” من فكر مي كنم ما بايد يك رمان خوب بخوانيم ، نويسنده آن ممكن است ايراني باشد و به فارسي بنويسد يا نويسنده آن روسي باشد و به روسي بنويسد. البته چون حداقل 300 سال از ما جلوتر هستند ، طبيعتاً دستشان 300 سال از ما گرمتر است و رمان هايشان از ما قويتر است.

او ادامه داد. “ويژگي اين رمان اين است كه اين يك قسمت در روانشناسي و بخشي ديگر در ساير علوم انساني است كه هر دو از غرب مي آيند ؛ آنها در فلسفه ، جامعه شناسي و روانشناسي از ما پيشي مي گيرند. “بنابراين نويسنده غربي به طور مستقيم درگير اين موضوع بود تا اينكه نويسنده شرقي و مي توانست زودتر در مورد آنها بنويسد. اما نويسندگان شرقي همچنين چيزهايي دارند كه نويسندگان غربي ندارند. يا بهتر بگويم ، آنها چيزهايي دارند كه خوشبختانه يا متاسفانه ما آنها را نداريم “به عنوان مثال ، آنها سعادتمند هستند و … و چون ما آكواريومي در اطراف آنها نداريم كه در كنار ما نباشد. ، كه ترجمه فارسي را از آن خواندم ، من اين زندگي را نديده ام.

نويسنده كتاب “قتل هاي افغان” گفت كه مي توان گفت خواندن رمان ايراني به دليل محيط خاص امكان پذير است. “ممكن است باشد ، اما تفاوت زيادي نمي كند. شايد در ظاهر همه ما يكسان زندگي كنيم؛ به تعبيري ، همه ما از فناوري استفاده مي كنيم ، تقريباً همه غذاهاي ما يكسان است ، و تعداد كالري دريافتي ما يكسان است ، اين طور نيست كه داستايوفسكي در سال 1850 1300 كالري دريافت كرده و در ايران 400 كالري يا نويسنده مي تواند به موسيقي باخ گوش دهد ، اما ما نمي توانيم. تقريباً همه نزديك هستند.

سپس اشاره كرد. “يكي از راه هاي خواندن رمان هاي ايراني حمايت از كالاهاي ايراني است.” يخچال ايتاليايي شايد بهتر از يخچال ايراني باشد ، اما در نهايت اين تفاوت ارزش رفتن به ايتاليا را ندارد. البته ، هنگام بحث درباره هنر ، آنچنان بزرگ نيست. احتمالاً دليل اصلي خواندن رمان هاي ايراني حمايت از هنر است. به عبارت ديگر ، اگر ما هنر ايراني را نمي خواهيم و به آن گوش نمي دهيم ، كتاب ايراني ممنوع است ، هنرمند شكل نمي گيرد و وقتي كلاس هنرمند شكل نگيرد ، هنر رشد نمي كند. به طور طبيعي ، قد من بايد x باشد ، و شخصي بايد روي شانه هاي من بايستد و قد من بايد x n باشد. وقتي من زميني براي رسيدن به x ندارم ، طبيعتاً هيچ كس نمي آيد كه روي شانه من بايستد. با خودش مي گويد قبلي ها چه كردند؟ به طريقي ديگر كشيده مي شود ؛ اين پوچي همان پوچي موجود است.

ذوالعلي ادامه داد. “شايد دليل اصلي خواندن رمان عرق ميهن پرستانه باشد ، در غير اين صورت بحث در مورد رمان از نظر زيست محيطي تفاوت چنداني نخواهد كرد.” بحث اصلي اين است كه ما بايد سعي كنيم درخت كاشته شده را رشد دهيم. متأسفانه به اين درخت آب داده نمي شود ، نمكي به پاي آن ريخته مي شود ، آن را با تبر مي كوبند و هركسي كه مي خواهد يك تكه چوب برش زده و با آن چاي درست كند. شايد بتوانيم بگوييم كه بايد به اين درخت بيشتر رسيد ، تا كمي هواي بيشتري داشته باشد.

انتهاي پيام:

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.